تبليغاتX
راز خون - آقا راديوي جمهوري اسلاميه !

فكر كنم همه در جريان برنامه كوله پشتي قرار گرفته اند . اين برنامه شايد مثال خوبي براي عملكرد سياسي آقاي ضرغامي باشد . صدا و سيما در روزهاي قبل از پخش برنامه هجمه شديدي به طرح ارتقاء امنيت اجتماعي داشت . از برنامه تصوير زندگي گرفته تا  برنامه هاي طنز سيما ، ربط و بي ربط فقط نقد يكسويه شده است و بس !

تا برنامه كوله پشتي : فرزاد حسني يك بازيگر است ، چرا همه فراموش مي كنند الله اعلم !  فرزاد حسني علي رغم چهره اي كه از خود نشان داده است ، شخص واقعا محافظه كاري است ! اگر اينگونه نيست پس چرا در برابر شخصي همانند رفسنجاني يا خيلي هاي ديگر تبديل به بلبل توت خورده مي شود ؟ درست است كه وي از نظر معلومات و يا بينش سياسي و اجتماعي صفر است ولي آيا شخصا نظري نسبت به عملكرد آقايون ندارد و فقط راجع به حجاب و برخورد پليس مي تواند نظر شخصي داشته باشد ؟ در برابربرنامه كوله پشتي برخورد جامعه چگونه بود ؟ طبق معمول عده اي خوشحال بودند و عده اي هم ناراحت . آنهايي كه خوشحال بودند ، از اينكه سيما اينگونه از آنها طرفداري نموده و حرف دلشان را زده بود ، از سيما راضي شدند و آنهايي هم كه از اين برنامه ناراحت شده بودند ، پس از شنيدن خبر برخورد سردار ضرغامي با فرزاد حسني از سيما راضي شدند ! اين وسط كي ناراضيه : دشمن ! اينجاست كه بايد گفت بيچاره سردار رادان و امنيت مردم !

 پس من بيننده مي توانم نتيجه بگيرم كه آقاي ضرغامي هم طرفدار واقعي آزادي بيان است و هم مدافع ارزشها !

برنامه كوله پشتي ريشه در مسئله ديگري هم داشت و آن مسئله عوام زدگي صدا و سيماست :                               

حضرت آقا در تاريخ 15/9/1368 فرمودند :" صدا و سيما در جمهوري اسلامي ايران ، بايد وسيله اي براي سوق دادن مردم به فرهنگ اسلامي و ابزاري براي معرفت و آشنايي مردم با درخشندگيهاي اسلامي و انساني باشد . " 

ولي متاسفانه امروز شاهد آن هستيم كه نظر عامه مردم وسيله اي براي سوق دادن فعاليتهاي صدا و سيما و برنامه ريزان اين سازمان است . سريال به اصطلاح طنز « شبهاي برره » همه را به ياد دارند ، اين سريال مورد اعتراض بسياري از عزيزاني كه در حوزه زبان شناسي و ادبيات فعاليت مي كردند واقع شد ، آقاي ضرغامي چه برخوردي كرد ؟ با دست اندركاران اين سريال عكس يادگاري گرفت ! در واقع با اين كار خود دهن كجي بزرگي به همه اين عزيزان نمود . همين برنامه كوله پشتي و برنامه هاي ديگر سيما چرا بايد با مسئله مقابله با بي حجابي برخورد كنند و آن را به نقد بكشند ولي در برابر بسياري از مسائل ديگر سكوت پيشه كنند ! فساد دستگاه قضايي ، آقازاده ها ، ناامني در كشور و ريشه هاي آن ، رشوه خواري در اداره ها ، زنان خياباني ، پايين آمدن سن فحشاء و... موضوعات بسيار بسيار مهمتري هستند كه نسبت به برخورد با بي حجابي وجود دارند ، پس چرا سيما در قبال اينها سكوت مي كند ؟ غير از اين است كه مردم در خيابان گشتهاي ارشاد را مي بينند و بعضا برخورد هاي غلط را ، ولي كمتر كسي مي داند كه آقازاده فلان حاج آقا دلال سلاح است ويا آقازاده فلان مدير اقتصادي در شمال به روي هر كسي كه بخواهد اسلحه مي كشد و بعد با وساطت پاپا جونش آزاد مي شه ! چرا صدا و سيما در برخورد با نا امني هاي شرق كشور ، مسئولين امنيتي دولت قبل را نمي خواهد تا بپرسد عبدالمالك ريگي از كجا آمده است و براي چه اجازه رشد پيدا كرده است ؟! چرا نبايد پرونده موسويان را مطرح كند و از حضرات مسئول جواب بخواهد ؟ تنها پاسخ اين است كه حجاب ، مشكل كمتري براي آقاي ضرغامي ايجاد خواهد كرد تا اينگونه مسائل ، از ديد آقايان هم مردم خدا را شكر خبر ندارند و فقط مشكلشون فعلا عقب و جلو بودن روسري زنان است ، پس براي مردمي بودن بايد از عقب و جلو بودن روسري صحبت كرد ! – حال اينكه اگر واقعا قرار به نقد است ، صدا و سميا بايد محاكمه شود نه اينكه ناجا به نقد كشيده شود ، چرا كه صدا و سيما بزرگترين متولي فرهنگي كشور است كه خواسته يا ناخواسته بيشترين مخاطب را دارد و بايد پاسخ دهد كه چرا وضع فرهنگي جامعه به اين شكل است و پس از گذشتن 30سال از عمر نظام عقب و جلو بودن روسري زنها همچنان بحث انگيز باشد  -   عوام زدگي بيشتر از اين كه هنگام پخش فوتبال ، اذان نبايد پخش شود چرا كه ممكن است بيننده ناراحت شود ولي علمي ترين برنامه ها و سازنده ترين گفتگوها بايد قطع شود ! برنامه هايي كه راجع به فوتبال از تلويزيون پخش مي شود ، چقدر زمان در اختيار دارند حال آنكه برنامه هايي كه مهمترين مسائل ايران و جهان را مطرح مي كنند هميشه با مشكل وقت روبه رو هستند ! عوام زدگي بيشتر از اين كه حاضر نشوي پخش زنده فوتبال را به خاطر فوت مرجع عاليقدر اين ملت قطع كني ! بي شك برخوردي كه سيماي ضرغامي با فوت حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني نمود ، لكه ننگي در تاريخ صدا و سيما خواهد بود . چه دليل دارد كه صدا و سيما خبر فوت ايشان را با تاخيراعلام مي كند ، حاضر نمي شود برنامه هاي عادي خود راقطع كند و حتي يك تسليت خشك و خالي زير نويس كند ! نمي دانم شايد صحبتهاي روزهاي آخر ايشان مبني بر اينكه صدا و سيما به سمت سكولاريسم مي رود ، ضرغامي را برآشفته كرده بود ! آقاي ضرغامي وقتي مرجع تقليد اين مردم به اندازه يك بازيگر شما ، يك خبرنگار شما اهميت ندارد ، پس دين هم براي شما اهميتي ندارد ! هر چند مطمئنم همان بازيگر و خبرنگار هم براي ضرغامي اهميتي ندارند بلكه جايگاه اين افراد در نزد آقاي ضرغامي فقط به اندازه تاثير اين افراد دربالا بردنش مي باشد ! يادمان باشد سيماي آقاي ضرغامي چقدر پول بيت المال را براي پوپك گلدره خرج كرد و چقدر نام او را برد ، يادمان باشد كه سيما براي كارمندهاي كشته شده اش در حادثه c-130 چگونه سنگ تمام گذاشت ولي به هيچ يك از كشته هاي ارتش اهميتي نداد ، چرا كه آنها را مردم نديده بودند ، چه دليلي دارد كه سيماي آقاي ضرغامي در مورد فلان جانباز موجي كه دخترش بايد سر چهارراهها شيشه ماشين مردم رو پاك كنه ، برنامه بسازه ، مگر پوپك گلدره وجود نداره ! مگر پوپك گلدره بيشتر خبر ساز نيست ! مگرمردم بيشتر به به و چه چه نمي كنند ! همين كه از نيت خالص آقاي ضرغامي خانواده پوپك گلدره بگويند ، براي آقاي ضرغامي كفايت مي كند ! آقاي ضرغامي ياد اون روزهايي كه براي ديدن همين خدا بيامرز ، آيت الله فاضل لنكراني ، بايد  وقت مي گرفتي ، بخير !

يك سوال :

چرا صدا و سيما بايد بخشي به نام معارف اسلامي داشته باشد و بخشي به نام سينما و يا بخشي به نام موسيقي ويا بخشهاي ديگري كه وجود دارند ؟ فلسفه وجودي اين بخشها چيست ؟ مگر قرار نيست صدا و سيماي ما اسلامي باشد و مردم را به سوي اسلام اصيل و آموزه هاي آن ببرد ، پس چرا بايد بخشي به نام معارف وجود داشته باشد و بخشي به نام سينما ! مگر حضرت آقا نفرموده اند :" همه برنامه ها با وجود تنوع موضوعات ، شرط اصلي آن است كه به نحوي در خدمت هدفهاي اسلام و انقلاب قرار گيرند " پس چرا سينما بايد از معارف اسلامي جدا باشد ؟! ايا اين نوعي جدايي از دين نيست ، آيا اين عمل كردن به نظريات همان احمقهاي به اصطلاح روشنفكر نيست كه فرياد ماندن دين را در مساجد و قبرستانها مي دهند ! مگر در اين مملكت منتقد سينما قحط است كه هر كانالي كه مي زني اگر بحث سينما باشد ، فقط عده اي خاص – متاسفانه همه جاي سيما فعلا باند بازي شده است ، در تمامي زمينه ها فقط چهره هاي خاص و هميشگي ديده مي شوند - مشغول صحبت اند ، عده اي كه حوزه تخصصي خود را كاملا از دين جدا مي دانند و با پرو بال گرفتن از جانب آقاي ضرغامي  ، در حال به فعليت رساندن افكار خويش هستند ! نتيجه زحمات (!) اين افراد را به راحتي مي توانيد در فيلمهايي كه از تلويزيون به خصوص شبكه چهار پخش مي شود ، ببينيد ! فيلم « ديگران » با بازي نيكول كيدمن در راستاي كدام آموزه ي دين بود يا بسياري از فيلمهاي ديگر كه در غرب براي تماشاي رده هاي سني خاصي است ولي در كشور ما از بچه اي كه هنوز بابا نمي تونه بگه تا آدم صدساله نگاه مي كنند ! چرا تلويزيون جمهوري اسلامي ايران بايد فيلمهاي « هري پاتر » را پخش نمايد ! سريالهاي خارجي هم كه خدا خيرشون بده ، هميشه يك زن مجرد كه صد تا مرد خواهان ازدواج با او هستند ! آيا نشان دادن از هم گسيخگي خانواده در غرب ، دوستي زن شوهر دار با يك مرد غريبه ويا بر عكس ، ربطي به آرمانهاي جمهوري اسلامي دارد ؟! سريالهاي داخلي هم كه واقعا آخرشن ! عرفانهاي مسخره ، گند زدن سناريوها توسط كارگردانان بي سواد ، بازيهاي مزخرف و از همه بد تر اداي فيلمهاي غربي رو در آوردن و به پول بيت المال حراج زدن و بدتر كردن ذائقه بيننده نتيجه فيلمسازي سيماست ! آخر چه كسي اين همه پول را خرج ساختن سريال « تفنگ سرپر » يا « چهل سرباز » كه جديدتره ، مي كنه ! چرا بايد اين هه بودجه در اختيارسناريوهاي ضعيف ، تهيه كنندگان ضعيف و از آن بدتر كارگردانان ضيف قرار گيرد ! فكر نمي كنم ضربه اي كه سريالها و فيلمهاي مزخرف سيماي به بحث دفاع مقدس و دين مي زنند ، كسي از دشمنان بتواند بزند ! سريال « او يك فرشته بود » را راحتتر مي توان هضم كرد و لذت برد يا « طالع نحس » را ؟ چرا براي تقليد و كپي كردن بايد از دين مايه گذاشت ؟ متاسفانه تقليد گريبان سيما را گرفته و ول كن هم نيست ! برنامه « نود » كه موفق مي شود صد تا نود ديگه از كانالهاي ديگه درمياد ، فقط كافيه كه يك كانال طنز نود شبي را شروع كنه و موفق بشه ، يك ماه بعد كانالهاي مختلف ورژنهاي مختلفش رو بيرون مي دن ! « نوآوري » نكته اي است كه در سيماي ما متاسفانه معنا ندارد.

آغاز اين هفته مصادف با عمليات « مرصاد » بود ، خدا وكيلي چند ساعت برنامه درباره اين عمليات از سيماي ما پخش شد ؟ متاسفانه انگار آقاي ضرغامي بخش دفاع مقدس را كاملا تعطيل كرده است ! من كه خيلي وقته چيزي نديده ام ، شما ديده ايد ؟ چرا بعضي اوقات صحبت از شهدا مي شه ، اونهم اين جماعت سوسولند ، كه مي خواهند خودشون رو با شهدا مطرح مي كنند . انگار كه مي خواهند با مطرح كردن شهدا به خود مشروعيت دهند – نمونه بارزش همين آقاي فرزاد حسني ابرو تراشيده است كه به نام چه چيزي و از كجا شروع كرد و به كجا رسيد – از همه بدتر زماني است كه از اين جماعت بي فرهنگ فوتباليست مي خواهند در مورد دين و شهدا حرف بزنند ! آيا دين انقدر ذليل شده است ، شهدا انقدر بيچاره شده اند كه بايد از نظر فلان فوتباليست معرفي شوند ! 

مشكل ديگر سيما چهره سازي افراد بي لياقت است : همه شما سريال حضرت علي (ع) را ديده ايد ، آقاي داريوش ارجمند ، فقط يك نقش داشت همانند ساير بازيگران ، بعد از اين سريال حضرت آقا ميشن عارف و درويش و صبح تا شب قيافه اين آقا با زلفهاي پريشانش بود كه از سيما پخش مي شد و جالبتر كه راجع به همه مسائل هم ايشان صاحبنظر مي شوند ! يا فلان مجري كه صبح تا شب مردم بايد قيافه اين بابا و ادا و اطواراش رو تحمل كنند كه قرار است سيما از وي چهره بسازد ! يا فلان خواننده يا بازيگر يا فوتباليست ! فوتباليستي بود كه يه زموني توي تلويزيون ، صبح تا شب پلاس بود و همش دم از دين مي زد و مجريان تلويزيون او را به عنوان الگوي جوانان ، به به و چه چه مي كردند ، وقتي در خانه فساد در شمال دستگير مي شود و فيلم بازداشت شدنش هم سر از گوشي هاي همراه همون جوونها در مياره ، حضرات سيما چگونه مي خواهند پاسخ دهند ؟ چگونه مي خواهند الگويي كه ساخته اند را خراب كنند ! ( خب لابد مي خواهند بگويند كه كاري نداره يه چهره جديد مي سازيم ! )

سيما از نظر خبر واقعا اوضاع خيلي خرابي داره ، ما همواره از طرف واحد مركزي خبر ، در كانونهاي بحران خبرنگار و فيلمبردار داريم . خب ، چي ميشه كه هنگام پخش خبر آرمهاي شبكه هاي خبري خارجي و هنگام خواندن همواره اين جمله « به نقل از خبرگزاري فلان » را مي بينيم و مي شنويم ! اين همه دلار كجا ميره ، اين آقايون خبرنگار اعزامي با اين همه دبدبه و كبكبه كجا مي رن ؟

نمي دانم چرا وقتي فلان لاشخور عرق خور را مي بينم كه به حرمت امام حسين (ع) ، محرم و صفر را خلاف نمي كند ، حالم از اين صدا و سيما به هم مي خورد ! آيا صدا و سيما به اندازه يك لات بي سر وپا هم نمي خواهد حرمت اهل بيت (ع) را نگه دارد ؟ چرا صدا و سيما با عاشورا مناسبتي برخورد مي كند ؟ مگر دين مناسبت مي خواهد ، مگر امامان ما مناسبت مي خواهند ؟ اگرقرار باشد كه مناسبتي برخورد شود ، آن لات قداره بند كه دو ماه را به حرمت حسين (ع) نگه مي دارد ، از سردار ضرغامي ما و سيمايش كه محرم و صفر را در دو روز تاسوعا و عاشورا خلاصه مي كنند ، كه خيلي مومنتر و با خداتر است ! خيلي سخت است كه در طول سال در مورد مفهوم عاشورا  ، صدا و سيما برنامه بسازد ! ( اشتباه نكنيد ، گفتم مفهوم و معنا )

نمي دانم چرا صدا و سيما نبايد نمايش هاي تئاتري كه واقعا فاخر و ارزشمند هستند را از تلويزيون پخش نمايد يا در عرصه موسيقي تا كي مي خواهد آثار مشتي بي سواد را كه فقط  تقليد صدا و آهنگ بلدند – تازه آن هم غلط و غلوط – به خورد ملت بدهد !

راديو رو هم كه اصلا بي خيال ! همين كه آقاياني كه تا ديروز،  شبها امير آباد را مي بستند ، حالا در صداي جمهوري اسلامي ايران برنامه اجرا مي كنند ، به وضوح نشان دهنده عمق بينش انقلابي سردار ضرغامي ديروز و اقاي ضرغامي امروز است !

چند وقته پيش ، روز شهادت يكي از امامان معصوم (ع) بود ، سوار تاكسي شدم . ديدم روز شهادتي يه آهنگي تند ناجوري گذاشته ، گفتم آقا شهادته ممكنه نوارت رو خاموش كني ! يه نيشخندي به من زد و گفت : آقا راديوي جمهوري اسلاميه !

براي پايان باز هم به سخنان مقام معظم رهبري ( 15/9/1368 ) رجوع مي كنيم : " مراد ما از تعليم در صدا و سيما ، سخنراني و ميزگرد و تدريس صرف نيست . صدا و سيما بايد انواع و اقسام روشهاي هنري را در برنامه هاي هنري و فيلمها و نمايشها براي تفهيم و توضيح مفاهيم و ارزشهاي اسلامي به كار گيرد و اگر غير از اين باشد ، صدا و سيماي جمهوري اسلامي ، صدا و سيماي اسلامي نيست ".

 

 

 

نوشته شده توسط علی حیدری در دوشنبه هشتم مرداد 1386 |